پیدا





مرگ من بیا

درخواست حذف اطلاعات

4987 . مرگ من بیا هنوز هم تو را برای خود می دانم خودم را برای تو حیف نیست زمان را لحظه به لحظه در حال گُشتنی ؟ بیا با هم بخندیم به دنیا



فریاد کمک

درخواست حذف اطلاعات

4988 . فریاد کمک بدادم برس دلبر جان این همه غم میان دلم جا نمی شود بس است دیگر غم ندیدنت



بیا و باورم کن

درخواست حذف اطلاعات

4989 . بیا و باورم کن تو راست نمی گفتی که باورم داری اگر باورم داشتی بودی هر گز تنهایم نمی گذاشتی



تو و من

درخواست حذف اطلاعات

4990 . تو و من
مثال تو و من مثال دریا و ماهی است
دریا می دانست ماهی بی او میان ساحل خشک تنهایی خواهد مُرد رفت و مدتی بعد برگشت و دید ماهی بر دوش ها روان می برند
به بُهت نشست دریا برای به خاک افتادن ماهی بیا و منت بگذار ، دل دریای ات را بر تن این ماهی نیمه جان امواج کن نشود به بُهت بنشینی روزی دریا دلم




گریه

درخواست حذف اطلاعات

4991 . گریه کاش فرصتی می دادی تا تو را ببینم بایستم مقابلت دستت را بگذارم به روی ام بگویم اهای نگاه کن به من ؛ این جا جاته بیا و محکم بنشین سر جایت
به تمنا که نگذار بایستد دیگر چه طور دلت می آید
آه از این بی قانونی نابودی عاشق به پای معشوق بی وفا ؛ آه همیشه که نباید یکی بود و دیگری نابود ؛ بیا



زیبای بی وفا

درخواست حذف اطلاعات

4992 . زیبای بی وفا زیبایی را به نوعی می توان گفت که خوب نیست وقتی بی وفا زیبایی دلیل تنهایی تو شود بنشیند به گوشه ای به خنده و استهزا ذره ای احتمال این را ندهد که تو نابود



ناگهان

درخواست حذف اطلاعات

4993 . ناگهان فکر نکن که هنوز زنده ام آرام آرام دارم فدای تو می شوم دیر بیایی تمام می شوم تمام




مرگ سرد ؛ درس گرم

درخواست حذف اطلاعات

4994 . مرگ سرد ؛ درس گرم
تو گفته بودی گرم اما نبوده ای
دیگر هر وقت خواستی از حال دنیای من بدانی
گرم را باید بر ع بخوانی چه قدر گفته ام به تو نشنیدی چه بی اندازه بی جهت گریختی و دویدم به دنب همان گونه که این مدت باید درس می گرفتی
برع رفتار کرده ای و سرد م شد
تو درس گرم نگرفتی برایم ارمغانی شد به نام مرگ سرد



سوگند

درخواست حذف اطلاعات

4995 . سوگند به پاکی و لطافت گلبرگ های گُل سرخ سوگند بیش از این از تو جدایم بگذاری زودتر از آن چه که می بایست زندگی می می میرم



فال حافظ

درخواست حذف اطلاعات

پی نوشت : جو ه به جناب حافظ : خواجه شمس الدین محمد عزیز سلام : با ما سر شوخی که نداری عزیز ؟ هزار هزار سخن ر م و شنیده نشده ایم دشت و صحرای مایمان کجا بود عزیز ؛ دشت و صحرا آن جاست که دلدار آن جاست عزیز جان
تفرج مان دیدن رُخ یار است جناب حافظ .



مبهوطم

درخواست حذف اطلاعات

4971 . مبهوطم این تویی که اشک میان چشم هایم گذاشت ؟ ! باورم نمی شود که با من خوب نکرده ای از من ساده دل ی باور نمی کنم



ابش نکن

درخواست حذف اطلاعات

4972 . ابش نکن تو هنوز هم در ذهن من یک فرشته ای خود را مبدل به دیو نساز در دنیایم بیا جای اشک در چشم هایم لبخند رضایت را به لبانم ببخش بیا با هم روی همین زمین از خوشحالی پرواز کنیم بیا به یکدیگر مهربانی هدیه کنیم



ناگهان

درخواست حذف اطلاعات

4972 . ناگهان فکر نکن که هنوز زنده ام آرام آرام دارم فدای تو می شوم دیر بیایی تمام می شوم



گرفته

درخواست حذف اطلاعات

4973 . گرفته می خواستم تا دنیا هست با تو باشم تصور نمی قلبم را بشکنی قلبی که گوش به ضربانش آرزویت بود ، یادت که هست ؟ هست کوک نمی زند دیگر رگ هایش گرفته



مرگ

درخواست حذف اطلاعات

4974 . مرگ به تو وابسته و دل بسته شده ام اما تو نه ؛ فقط حرفش را می زدی چرا فریبم دادی مگر من انسان نبودم و احساس کاری با من کرده ای که هر لحظه صحنه مرگم را مقابل چشم هایم می بینم



بی مسئولیت

درخواست حذف اطلاعات

4975 . بی مسئولیت چرا نمی آیی بگویی با این همه بن بستی که ساخته ای چه کنم بی تو با این همه ناهنجارها چه کنم



باور نمی کنم که نمی کن

درخواست حذف اطلاعات

4976 . باور نمی کنم که نمی کنم باید باور کنم که عشق تو یک عشق تو خالی بوده است ؟ چرا مغزم نمی کشد بفهمم تو را چه شده



فهمیدی

درخواست حذف اطلاعات

4968 . فهمیدی فهمیده ای که چه قدر دوستت داشتم و دارم تمام تلاشم بر متوجه نگشتنت بود تا بی علت مرا دوست داشته باشی دیگر دوست داشتنت علت دارد اما چه با علت چه بی علت بی وفا دیگر دوستم نداری که با علت هم شد دوستم داشته باش ، بیا



خدای دانا

درخواست حذف اطلاعات

4969 . خدای دانا خدا این قدر مهربان است که جبران همه ی نداشته ها را محیا می کند با حضورش اما تو چه کرده ای ، سهم تو چه بود راستی کجایی که می خندی از این همه حماقتم



می میرم

درخواست حذف اطلاعات

4970 . می میرم کلی آرزو روی دستم مانده خیس کلافه می شوم وقتی آمدنت را بگویم محال بیا و رحم کن آرزوهایم را تبدیل به رویا نکن



لجاجت

درخواست حذف اطلاعات

4958 . لجاجت انتظار دیدن این روزها را نداشتم
رفته ای که بی وفایی کنی به امیدی که عادت خواهم کرد و فراموش مرا با معیار بی وفایی خود سنجیدی ندانستی که لجاجت عجیبی با من در آمیخته سنگ مزارم باید روزی درس عبرتی شود برای تمام بی وفاهای عالم



از سر دل تنگی

درخواست حذف اطلاعات

4959 . از سر دل تنگی
سلام بر تو ای غزال تیز پا به قاصدک پیغامی می فرستم برایت امید که باد تند بی تفاوتی ات بگذارد رسد پیغامم اگر حال این آهوی دل ش ته خواهی بدانی بی رمق افتاده است گوشه صحرای یاءس
به تصویر آ ین نگاه رفتنت می فکرد حال دلش اصلا خوب نیست ای غزال گریز پا با کدام هدف آن گونه شادان می دویدی بروی کجا
نرفته باشی شکار شوی پاهای توان مرا که ش ته ای و جا مانده ام
نمی توانم به دنب بیایم بدانم کجایی غزال چابُک ؛ دنیای هر دوی مان تمام خواهد شد در نهایت
من این جا دل و پا ش ته تو کجا شاد و خندان و از خود ، راضی تمام خواهد شد این روزها نه از من اثری خواهد ماند نه از تو فقط دل ش ته ام از تو برایم یادگار



خود ضرر خواهی کرد

درخواست حذف اطلاعات

4960 . خود ضرر خواهی کرد
بازهم به تو رسیدم و یاد کبک افتاده ام سر در برف کبک اما برای تو فصل ها معنی ندارد



خدا بی نظیر است

درخواست حذف اطلاعات

4961 . خدا بی نظیر است چه خوب که خالقم بی بدیل است و بی نظیر دانا حس قشنگی است که بدانی همیشه قدرت مطلق و مهربان حواسش به تو هست



ش ته دل

درخواست حذف اطلاعات

4962 . ش ته دل چشم هایم مظلوم ترین چشم دنیاست دیگران خطا می کنند این چشمانم هستند که می بارد چشم هایم بی ترین چشم دنیاست اما دلم ؛ دلی نمانده که ش ته



چرا

درخواست حذف اطلاعات

4963 . چرا جانم را به لب رسانده ای عاشقانه دوستت داشته ام تو جام زهر را در کامم فرو بُردی



عزیزم

درخواست حذف اطلاعات

4964 . عزیزم می روم مقابل نیمکتت می ایستم می بوسمت با تو حرف میزنم به خودم می آیم گریه ام می گیرد
نگاهم می افتد به جای خالی ات به حال دیوانه شدنم تا وقتی عاقلم نفرینت نمی کنم بترس از روزی که از مردم شهر بشنوی دیوانه شده ام آن وقت است که خدایم سراغ تو را خواهد گرفت نه به خاطر نبودنت به خاطر فریفتنت تا دیوانه نشدم برگرد



خدا

درخواست حذف اطلاعات

4965 . خدا خدا این قدر وسیع است که ببیند بنده اش ملتهبانه دل تنگ است می آید می نشید کنار خیالش به نوازش گری



دهان بسته

درخواست حذف اطلاعات

4966 . دهان بسته از این ای پُر از زخم آه اگرنفرین سمت تو آید تاوان هر چیزی را که از من ربوده ای را پس



خدا بزرگه

درخواست حذف اطلاعات

4967 . خدا بزرگه اگر دلم را ش ت و آن دورها به من می خندد اگر میان دل شب ها ، بی صدا می گریم اگر در آغوش این غصه جان دادم خدا بزرگه



چیز زیادی نمی خواهم

درخواست حذف اطلاعات

4906 . چیز زیادی نمی خواهم گیسوان تو را می خواهم نازنینم می دانی که نفسم برایت می رود هنوز بیا و یک تار موی خود را به من ببخش



نکن

درخواست حذف اطلاعات

4907 . نکن چه قدر گریه کنم دیگر می ترسم اگر برف بیاید چه با من این کار را مکن عزیز



برگرد

درخواست حذف اطلاعات

4908 . برگرد تو را می خواهم در دل تاریکی شب می خواهم برق چشمانت نور بخش تاریکی شبانه ام گردد برگرد تا چشمانت لبخند م را برگرداند من بی تو چه کنم نازنینم



درد آور

درخواست حذف اطلاعات

4909 . درد آور سخت است دیگر حتی نتوانی میان خوابت به یارت سر بزنی به تماشایش بنشینی آرزوهایت را در خواب لا اقل



بگو چرا می خندیدی

درخواست حذف اطلاعات

4910 . بگو چرا می خندیدی سخت نبود تحملش برایت ؟ خنجر زدن میان قلب یارت را می گویم چه گونه دلت آمد به خاک نشستنم را به نظاره بنشینی خندیدنت به وقت آ ین دیدار خنجر شد در قلبم چرا فقط بگو چرا ؟