پیدا





القصه

درخواست حذف اطلاعات

4781 . القصه ادامه قصه پیداست آن که ستم کرده روزی با کودکش در حال بازی گوشی او که ساده گی کرد هم آغوش خاک در حال پوسیده شدن گریان از این همه حماقت هایش اما این نیست رسم انسانیت همان طور که پایان شب سیه سپید است برای سست عنصرها آ سپیدی رو سیاهیست روزی همه هم را جایی خواهند دید به امید آن روز باید تاب آورد